يحيى دولت آبادى

199

حيات يحيى ( فارسى )

فتنه بزرگ شود و ديگر آنكه وكلاى فرمايشى مجلس كه ميخواهند از همين در خارج شوند و از ميان همين خلق بگذرند تصور كرده‌اند هرچه كمتر مردم بر اصل واقعه آگاه گردند براى آنها كم خطرتر خواهد بود و به اين سبب خواسته‌اند مرا توقيف كنند تا آنها روانه شوند چنان كه شنيده مىشود يك عده از ايشان كه بيشتر مورد بدگمانى مردم هستند از راههاى غير معمول و با كمال احتياط خود را از محوطه دربار بيرون افكنده‌اند . و بالاخره چون مجلس برهم مىخورد و هيئت علماى روحانى ميخواهند روانه شوند ميشنوند با نگارنده اين رفتار شده است به صورت اجتماع به اين حجره آمده مرا با خود مىبرند و تا با جمعيت بيرون دربار روبرو نشوند از راه باغچه‌ئى كه اتصال بدربار دارد بيرون ميروند و از وسط ميدان ارك خارج ميشويم در اين حال ديده مىشود كه چند هزار جمعيت فضاى اين ميدان را پر كرده است و همه انتظار دارند از اصل واقعه خبردار گردند و خواه و ناخواه مرا كشيده و برده ببيان كردن واقعه واميدارند . مردم تا يك اندازه خبردار شده‌اند كه بواسطه مذاكرات نگارنده بيگانگان و بيگانه‌پرستان از اين مجلس نتيجه نگرفته‌اند و هم بر رنجش بيجاى پاره‌ئى از نمايندگان همدست بيگانه‌پرستان آگاه شده از اين رو صداى زنده باد و مرده بادشان بلند است و در عين حال خوشحالند و چنان مينمايد كه روح تازه‌ئى در بدن آنها دميده شده است . نگارنده بخطابه شروع كرده ميگويم خدا و وطن خدا را بپرستيم و وطن را نگاهدارى نمائيم شرحى از حق حاكميت و از نعمت مشروطه و از قانون اساسى و تجاوزاتى كه در انتخابات بر خلاف مصلحت مملكت شده نقل نموده شرح مىدهم قضيه يادداشت انگليس و آنچه در مجلس عالى گذشته است و در عين آنكه خلق را به آرامى و بردبارى و متانت توصيه ميكنم آنها را تحريص مينمايم كه در نگاهدارى حقوق مشروع خويش تا آخرين نفس بكوشند و بر مسرت خاطرها افزوده مىشود آرى مردم تهران بعد از چند سال كه اغلب در فشار حكومتهاى نظامى و سياست‌بازى بيگانگان بوده‌اند حرف قانون و مشروطه و حقوق حاكميت ملى ميشوند و خصوصا كه ميفهمند خطرى كه باساس استقلال آنها نزديك شده بود عجالة دور شد البته خوشحالند و حزن و اندوه